غزل · وحشی
غزل ۵۱ - بهر دلم که درد کش و داغدار تست...
1
بهر دلم که درد کش و داغدار تست
داروی صبر باید و آن در دیار تست
2
یک بار نام من به غلط بر زبان نراند
ما را شکایت از قلم مشکبار تست
3
بر پاره کاغذی دو سه مدی توان کشید
دشنام و هر چه هست غرض یادگار تست
4
تو بی وفا چه باز فراموش پیشه ای
بیچاره آن اسیر که امیدوار تست
5
هان این پیام وصل که اینک روانه است
جانم به لب رسیده که در انتظار تست
6
مجنون هزار نامه ز لیلی زیاده داشت
وحشی که همچو یار فراموشکار تست