غزل · وحشی
غزل ۵۲ - وداع جان و تنم استماع رفتن تست...
1
وداع جان و تنم استماع رفتن تست
مرو که گر بروی خون من به گردن تست
2
زمانه دامنت از دست ما برون مکناد
خدای را نروی دست ما و دامن تست
3
به کشوری که کس از دوستی نشان ندهد
مرو مرو که نه جای تو ، جای دشمن تست
4
نشین و بال برافشان که هر کجا مرغیست
وطن گذاشته ، در آرزوی گلشن تست
5
در آتشی ز فراقش فتاده ای وحشی
که هر زبانه آن برق سد چو خرمن تست