غزل · وحشی
غزل ۵۶ - از نظر افتاده یاریم مدتها شدست...
1
از نظر افتاده یاریم مدتها شدست
زخمهای تیغ استغنا جراحتها شدست
2
پیش ازین با ما دلی زایینه بودش صافتر
آهی از ما سرزدست و این کدورتها شدست
3
چشم من گستاخ بین ، آن خوی نازک زود رنج
تا نگاهم آن طرف افتاده صحبتها شدست
4
بر سر این کین همه خواری چرا باید کشید
با دل بیدرد خود ما را خصومتها شدست
5
زین طرف وحشی یکی سد گشته پیوند امید
گر چه زان جانب به کلی قطع نسبتها شدست