غزل · وحشی
غزل ۵۷ - هنوز عاشقی و دلرباییی نشدست...
1
هنوز عاشقی و دلرباییی نشدست
هنوز زوری و زور آزماییی نشدست
2
هنوز نیست مشخص که دل چه پیش کسیست
هنوز مبحث قید و رهاییی نشدست
3
دل ایستاده به دریوزه کرشمه، ولی
هنوز فرصت عرض گداییی نشدست
4
ز اختلاط تو امروز یافتم سد چیز
عجب که داعیه بیوفاییی نشدست
5
همین تواضع عام است حسن را با عشق
میان ناز و نیاز آشنایی نشدست
6
نگه ذخیره دیدار گو بنه امروز
که هست فرصت و طرح جداییی نشدست
7
هنوز اول عشق است صبر کن وحشی
مجال رشکی و غیرت فزاییی نشدست