کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۵۹ - خوش صید غافلی به سر تیر آمدست...

1

خوش صید غافلی به سر تیر آمدست

زه کن کمان ناز که نخجیر آمدست

2

روزی به کار تیغ تو آید نگاه دار

این گردنی که در خم زنجیر آمدست

3

کو عشق تا شوند همه معترف به عجز

اول خرد که از پی تدبیر آمدست

4

عشقی که ما دو اسبه ازو می گریختیم

اینست کامدست و عنانگیر آمدست

5

ملک دل مرا که سواری بس است عشق

با یکجهان سپاه به تسخیر آمدست

6

در خاره کنده اند حریفان به حکم عشق

جویی که چند فرسخ از آن شیر آمدست

7

بی لطفیی به حال تو دیدم که سوختم

وحشی بگو که از توچه تقصیر آمدست

متن شعر کپی شد.