کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۶۰ - ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست...

1

ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست

ذره ای در سایه خورشید تابان آمدست

2

قطره ای ناچیز کو را برد ابر تفرقه

رفته از عمان و دیگر سوی عمان آمدست

3

سنگ ناقص کرده خود را مستعد تربیت

تا کند کسب کمالی جانب کان آمدست

4

بی زبان مرغی که در کنج قفس دم بسته بود

سد زبان گردیده و سوی گلستان آمدست

5

تشنه دیدار کز وی تا اجل یک گام بود

اینک اینک بر کنار آب حیوان آمدست

6

تا به کی این رمز و ایما، این معما تا به چند

چند درد سر دهم کین آمدست، آن آمدست

7

مختصر کردم سخن وحشیست کز سر کرده پا

بهر پابوس سگان میر میران آمدست

متن شعر کپی شد.