غزل · وحشی
غزل ۶۳ - خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست...
1
خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست
یک روز تحمل نکنم طاقتم اینست
2
بر خنجر الماس نهادم ز تو پهلو
آسوده دلا بین که ز تو راحتم اینست
3
جایی که بود خاک به سد عزت سرمه
بیقدر تر از خاک رهم، عزتم اینست
4
با خاک من آمیخته خونابه حسرت
زین آب سرشتند مرا ، طینتم اینست
5
میلم همه جاییست که خواری همه آنجاست
با خصلت ذاتی چه کنم فطرتم اینست
6
وحشی نرود از در جانان به سد آزار
در اصل چنین آمده ام ، خصلتم اینست