غزل · وحشی
غزل ۷۰ - تا قسمتم ز میکده آرزوی کیست...
1
تا قسمتم ز میکده آرزوی کیست
رطل میی که مست شوم ، در سبوی کیست
2
تیغی که زخم ناز به قدر جگر خورم
تا در میان غمزه بیداد جوی کیست
3
بیخی که بردمد گل عیشم ز شاخ او
از گلشن که رسته و آبش ز جوی کیست
4
داغی که روغنم بچکاند ز استخوان
با آتش زبانه کش شمع روی کیست
5
پای طلب که در رهش الماس گرد شوند
تقدیر سودنش به تک و پوی کوی کیست
6
دل را کمند شوق که خواهد گلو فشرد
آن پیچ و تاب تعبیه در تار موی کیست
7
وحشی علاج این دل و طبع فسرده حال
شغل مزاج گرم که و کار خوی کیست