کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۷۵ - قدر اهل درد صاحب درد می داند که چیست...

1

قدر اهل درد صاحب درد می داند که چیست

مرد صاحب درد، درد مرد، می داند که چیست

2

هر زمان در مجمعی گردی چه دانی حال ما

حال تنها گرد، تنها گرد، می داند که چیست

3

رنج آنهایی که تخم آرزویی کشته اند

آنکه نخل حسرتی پرورد می داند که چیست

4

آتش سردی که بگدازد درون سنگ را

هرکرا بودست آه سرد، می داندکه چیست

5

بازی عشقست کاینجا عاقلان در شش درند

عقل کی منصوبه این نرد می داند که چیست

6

قطره ای از باده عشقست سد دریای زهر

هر که یک پیمانه زین می خورد، می داند که چیست

7

وحشی آنکس را که خونی چند رفت از راه چشم

علت آثار روی زرد می داند که چیست

متن شعر کپی شد.