غزل · وحشی
غزل ۸۰ - وصلم میسر است ولی بر مراد نیست...
1
وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
بر دل نهم چه تهمت شادی که شاد نیست
2
غم می فروخت لیک به اندازه میفرست
یک دل درون سینه ما خود زیاد نیست
3
جایی هنوز نیست به ذوق دیار عشق
هر چند ظلم هست و ستم هست و داد نیست
4
ای بی وفا برو که بر این عهدهای سست
نی اندک اعتماد که هیچ اعتماد نیست
5
رو ، رو که وحشی آنچه کشید از تو سست عهد
ما را به خاطر است ، ترا گر به یاد نیست