غزل · وحشی
غزل ۸۷ - چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست...
1
چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست
عنایتی که تو داری به من بیانی نیست
2
کرشمه گرم سال است ، لب مکن رنجه
که احتیاج به پرسیدن زبانی نیست
3
رموز کشف و کرامات سالکان طریق
ورای رمز شناسی و نکته دانی نیست
4
به هر که خواه نشین گر چه این نه شیوه تست
که از تو در دل ما راه بدگمانی نیست
5
مرا ز کیش محبت همین پسند افتاد
که گر چه هست سد آواز سرگرانی نیست
6
تو خون مرده وحشی چرا نمیریزی
بریز تا برود ، آب زندگانی نیست