غزل · وحشی
غزل ۹۰ - عاشق یکرنگ را یار وفادار هست...
1
عاشق یکرنگ را یار وفادار هست
بنده شایسته نیست ورنه خریدارهست
2
می رسدت ای پسر بر همه کس ناز کن
حسن و جمال ترا ناز تو در کارهست
3
گر چه لبت می دهد مژده حلوای صبح
مانده همان زهر چشم تلخی گفتار هست
4
لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور
ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
5
وحشی اگر رحم نیست در دل او گو مباش
شکر که جان ترا طاقت آزار هست