کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۹۲ - می نماید چند روزی شد که آزاریت هست...

1

می نماید چند روزی شد که آزاریت هست

غالبا دل در کف چون خود ستمکاریت هست

2

چونی از شاخ گلت رنگی و بویی می رسد

یا به این خوش می کنی خاطر که گلزاریت هست

3

در گلستانی چو شاخ گل نمی جنبی ز جا

می توان دانست کاندر پای دل خاریت هست

4

عشقبازان رازداران همند از من مپوش

همچو من بی عزتی یا قدر و مقداریت هست

5

در طلسم دوستی کاندر تواش تاثیر نیست

نسخه ها دارم اشارت کن اگر کاریت هست

6

چاره خود کن اگر بیچاره سوزی همچو تست

وای بر جان تو گر مانند تو یاریت هست

7

بار حرمان برنتابد خاطر نازک دلان

عمر من بر جان وحشی نه اگر باریت هست

متن شعر کپی شد.