غزل · وحشی
غزل ۹۴ - قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست...
1
قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
خوبی و فرخندگی جمله در این فال هست
2
حال نکو بگذرد، بخت مددها کند
طالع خود دیده ام، شاهد این حال هست
3
داد منجم نوید، گفت که با اخترت
ذلت پارینه رفت ، عزت امسال هست
4
داد مریض مرا مژده صحت طبیب
گرچه هنوز اندکی مضطرب احوال هست
5
طایر اقبال من شهپر دولت دماند
رخصت پرواز نیست ورنه پر وبال هست
6
بخت ز دنبال چشم اشک مرا پاک کرد
مژده که این گریه را خنده ز دنبال هست
7
وحشی و اقصای دیر کز طرف میکده
دردسر قال نیست ، سر خوشی حال هست