غزل · وحشی
غزل ۹۷ - تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست...
1
تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست
طاقت و صبر مرا حوصله خواری هست
2
با دلم هر چه توان کرد بکن تا بکشد
کز من و جان منش نیز مددکاری هست
3
می خرم مایه هر شکوه به سد شکر ز تو
من خریدار، گرت جنس دل آزاری هست
4
گرد زنجیر به مژگان ادب پاک کند
آنکه در قید کسش ذوق گرفتاری هست
5
ما به دامان تو نازیم که پاکست چو گل
ورنه در شهر بسی لعبت بازاری هست
6
شکر جورش کن و خشنودی او جو وحشی
که درازست شب حسرت و بیداری هست