کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۱۸ - دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد...

1

دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد

زبان کز شکوه ام پر زهر بود اکنون شکر دارد

2

دگر راه کدامین کاروان صبر خواهد زد

که چشمش سد نگهبان در کمینگاه نظر دارد

3

به یک صحبت که با او داشت دل کز من بحل بادا

دگر نامد ز من یادش بلی صحبت اثر دارد

4

دعاهای سحر گویند می دارد اثر آری

اثر می دارد اما کی شب عاشق سحر دارد

5

ز هر کس بیشتر مهر تو دارم وین دلیلم بس

که هر کس را فزونتر مهر ، حسرت بیشتر دارد

6

عجب نبود ز وحشی گریه های تلخ ناکامی

که زهرآلوده پیکانهای حسرت بر جگر دارد

متن شعر کپی شد.