کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۲۱ - چشم او قصد عقل و دین دارد...

1

چشم او قصد عقل و دین دارد

لشکر فتنه در کمین دارد

2

عالمی را کند مسخر خویش

هر که او لشکری چنین دارد

3

مست و خنجر به دست می آید

آه با عاشقان چه کین دارد

4

هیچکس را به جان مضایقه نیست

اگر آن شوخ قصد این دارد

5

ساعد او مباد رنجه شود

داغ بر دست نازنین دارد

6

هر کرا هست تحفه ای در دست

پیش جانان در آستین دارد

7

نیم جانی ست تحفه وحشی

چه کند بی نوا همین دارد

متن شعر کپی شد.