غزل · وحشی
غزل ۱۲۳ - کار خوبی نه بگفت دگران باید کرد...
1
کار خوبی نه بگفت دگران باید کرد
هر چه فرمان بدهد حسن چنان باید کرد
2
تیغ تیز و دل بی رحم چرا داده خدا
جوی خون بر در بیداد روان باید کرد
3
گاه باشد که مروت ندهد رخصت جور
چون بود مصلحت ناز همان باید کرد
4
سنت ملت خوبیست که با صاحب عشق
دوستی از دل و خصمی به زبان باید کرد
5
گو زبان درد سر عاشق و معشوق مده
چیست پوشیده از ایشان که چنان باید کرد
6
وحشی آزار حریفان کند از کم ظرفی
دفع بدمستیش از رطل گران باید کرد