غزل · وحشی
غزل ۱۳۳ - اینست کزو رخنه به کاشانه من شد...
1
اینست کزو رخنه به کاشانه من شد
تاراجگر خانه ویرانه من شد
2
اینست که می ریخت به پیمانه اغیار
خون ریخت چو دور من و پیمانه من شد
3
اینست که چشم تر من ابر بلا ساخت
سیل آمد و بنیاد کن خانه من شد
4
اینست که چون دید پریشانی من ، گفت :
وحشی مگر اینست که دیوانه من شد