کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۳۶ - به راز عشق زبان در میان نمی باشد...

1

به راز عشق زبان در میان نمی باشد

زبان ببند که آنجا بیان نمی باشد

2

میان عاشق و معشوق یک کرشمه بس است

بیان حال به کام و زبان نمی باشد

3

دل رمیده من زخم دار صید گهیست

که زخم صید به تیر و کمان نمی باشد

4

از آن روایی بازار کم عیارانست

که در میان محک امتحان نمی باشد

5

اگر به من نشوی مهربان درین غرضیست

کسی به خلق تو نامهربان نمی باشد

6

به عالمی که منم منتهای غصه مپرس

که قطع مدت و طی زمان نمی باشد

7

زبان به کام مکش وحشی از فسانه عشق

بگو که خوشتر ازین داستان نمی باشد

متن شعر کپی شد.