کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۳۹ - چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود...

1

چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود

که سرگذشت فراق تو بر زبانم بود

2

شد آتش جگرم پیش مردمان روشن

ز خون گرم که در چشم خونفشانم بود

3

به التفات تو دارم امیدواریها

ولی ز خوی تو ایمن نمی توانم بود

4

ستم گذشته ز اندازه ورنه کی با تو

کدام روز دگر اینقدر فغانم بود

5

زبان خامه من سوخت زین غزل وحشی

مگر زبانه ای از آتش نهانم بود

متن شعر کپی شد.