کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۵۰ - زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود...

1

زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود

بودش گمان مهر وهنوزش یقین نبود

2

اقرار مهر کردم وگفتم وفاکنی

کشتی مرا قرار تو با من چنین نبود

3

انکار مهر سد ره سد تغافل است

اما چه سود چون دل ما پیش بین نبود

4

من خود گره به کار خود انداختم که تو

زین پیش با منت گرهی بر جبین نبود

5

افسانه ایست بودن شیرین به کوهکن

آن روز چشم فتنه مگر در کمین نبود

6

وحشی کسی که چشم وفا داشتم ازو

زود ازنظر فکند مرا چشم این نبود

متن شعر کپی شد.