کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۶۰ - گر دیده به دریوزه دیدار نیاید...

1

گر دیده به دریوزه دیدار نیاید

دل در نظر یار چنین خوار نیاید

2

ور دعوی جانبازی عشقی نکند دل

بر جان کسی اینهمه آزار نیاید

3

فرماندهی کشور جان کار بزرگیست

نو دولت حسنی، ز تو این کار نیاید

4

ندهد دل ما گوشه هجر تو به سد وصل

عادت به قفس کرده به گلزار نیاید

5

با بوی بسازم که گل باغچه وصل

بیش از بغل و دامن اغیار نیاید

6

ناپخته ثمر اینهمه غوغای خریدار

نو باوه این باغ به بازار نیاید

7

بس ذوق که حاصل کند از زمزمه عشق

از وحشی اگر یار مرا عار نیاید

متن شعر کپی شد.