کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۶۴ - این دل که دوستی به تو خون خواره می کند...

1

این دل که دوستی به تو خون خواره می کند

خصمی به خود نه ، با من بیچاره می کند

2

بد خوییت به آخر دیدن گذاشته است

حالا نظر به خوبی رخساره می کند

3

این صید بی ملاحظه غافل از کمند

گردن دراز کرده چه نظاره می کند

4

این شیشه ظریف که صد جا شکسته بیش

این اختلاط چیست که با خاره می کند

5

فردا نمایمش که سوی جیب جان رود

وحشی که جیب عاریتی پاره می کند

متن شعر کپی شد.