کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۶۶ - المنهلله که شب هجر سر آمد...

1

المنهلله که شب هجر سر آمد

خورشید وصال از افق بخت برآمد

2

سد شکر که زنجیری زندان جدایی

از حبس فراق تو سلامت بدرآمد

3

شد نوبت دیدار و زدم کوس بشارت

یعنی که دعای سحری کارگر آمد

4

جان بود ز هجر تو مهیای هزیمت

این بود که ناگاه ز وصلت خبرآمد

5

بیخود شده بود از شعف وصل تو وحشی

زو درگذر ار او به درت دیرتر آمد

متن شعر کپی شد.