کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۶۹ - بازم غم بیهوده به همخانگی آمد...

1

بازم غم بیهوده به همخانگی آمد

عشق آمد و با نشاه دیوانگی آمد

2

ای عقل همانا که نداری خبر از عشق

بگریز که او دشمن فرزانگی آمد

3

خوش باشد اگر کنج غمت هست که این دل

با رخنه دیرینه به ویرانگی آمد

4

دارد خبری آن نگه خاص که سویم

مخصوص به سد شیوه بیگانگی آمد

5

ای شمع به هر شعله که خواهیش بسوزان

مرغ دل وحشی که به پروانگی آمد

متن شعر کپی شد.