کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۸۲ - کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد...

1

کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد

این نقد بقا چیست که بیهوده فنا شد

2

اظهار محبت به سگ کوی تو کردیم

گفتیم مگر دوست شود دشمن ما شد

3

دل خون شد و از دیده خونابه فشان رفت

تا رفته ای از دیده چه گویم که چها شد

4

با جلوه حسنت چه کند این تن چون کاه

انوار تجلیست کزان کوه ز پا شد

5

رفتیم به خواب غم از افسانه وحشی

او را که به عشرتگه ما راهنما شد

متن شعر کپی شد.