کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۸۳ - پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد...

1

پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد

بهانه ساخت که شنجرف بوده پی گم کرد

2

تبسمی ز لب دلفریب او دیدم

که هر چه با دل من کرد آن تبسم کرد

3

چنان شدم ز غم و غصه جدایی دوست

که دید دشمن اگر حال من ، ترحم کرد

4

ز سنگ تفرقه ایمن نشست صاف دلی

که رفت و تکیه به دیوار دیر چون خم کرد

5

نگفت یار که داد از که می زند وحشی

اگر چه بر در او عمرها تظلم کرد

متن شعر کپی شد.