کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۸۶ - هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد...

1

هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد

که به جان دادن من گریه بسیار نکرد

2

که مرا در نظرآورد که از غایت ناز

چین برابر و نزد و روی به دیوار نکرد

3

هیچ سنگین دل بی رحم به غیر از تو نبود

که سرود غم من در دل او کار نکرد

4

روح آن کشته غم شاد که تا بود دمی

یار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد

5

روز مردن ز تو وحشی گله ها داشت ولی

رفت از کار زبان وی و اظهار نکرد

متن شعر کپی شد.