غزل · وحشی
غزل ۱۸۹ - ما را به سوی خود خم موی تو می کشد...
1
ما را به سوی خود خم موی تو می کشد
زنجیر کرده بر سر کوی تو می کشد
2
ای باغ خوش بخند که خلقی ز هر طرف
چون سبزه رخت بر لب جوی تو می کشد
3
ای سبزه، بخت سبز تو داری که لاله سان
هر سو کسی پیاله بر روی تو می کشد
4
ای بوستان شکفته شو اکنون که خلق را
دل همچو غنچه باز به سوی تو می کشد