غزل · وحشی
غزل ۱۹۲ - می کشم زان تند خو گر صد تغافل می کند...
1
می کشم زان تند خو گر صد تغافل می کند
دیگری باشد کجا چندین تحمل می کند
2
می کند فریاد بلبل از کمال شوق باد
غنچه گویا خنده ای در کار بلبل می کند
3
بر رخ چون زر سرشک همچو سیمم دید و گفت
این گدا را بین که اظهار تجمل می کند
4
زلف او دل برد و کاکل در پی جانست وای
کانچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل می کند
5
می کند بی نوگلی خونابه دل در کنار
در چمن وحشی چنین دامن پر از گل می کند