غزل · وحشی
غزل ۱۹۴ - آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد...
1
آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد
گر چه گستاخیست می گوییم پرخوبی نکرد
2
با وجود کاروان مصر کز هم نگسلد
یوسفی دارم که هرگز یاد یعقوبی نکرد
3
کشت ما را هجر و یاری بر در سلطان وصل
جامه خون بسته ما بر سر چوبی نکرد
4
دورم از مطلب همان با آنکه هرگز هیچکس
اینقدرها جهد در تحصیل مطلوبی نکرد
5
با بلایی چون بلای هجر عمری کرد صبر
آنچه وحشی کرد هرگز هیچ ایوبی نکرد