غزل · وحشی
غزل ۲۰۳ - در راسته ناز فروشان که بتانند...
1
در راسته ناز فروشان که بتانند
ماییم ونگاهی که به هیچش نستانند
2
ای عشق شدی خوار بکش ناز دو روزی
کاین حسن فروشان همه قدر توندانند
3
خوبان که گهی خوانمشان عمر و گهی جان
بازی مخور از من که نه عمرند و نه جانند
4
جانند بدین وجه کشان نیست وفایی
عمرند از این رو که به سرعت گذرانند
5
جز رنگی و بویی نه و سد مایه آزار
در پرده گل خار بنی چند نهانند
6
بی جوشن فولاد صبوری نروی پیش
کاین لشکر بیداد عجب سخت کمانند
7
وحشی سخن نقص بتان بیهده گوییست
خوبند الهی که بسی سال بمانند