غزل · وحشی
غزل ۲۰۸ - دلم خود را به نیش غمزه ای افکار می خواهد...
1
دلم خود را به نیش غمزه ای افکار می خواهد
شکایت دارد از آسودگی، آزار می خواهد
2
بلا اینست کاین دل بهر ناز و عشوه می میرد
ز نیکویان نه تنها خوبی رخسار می خواهد
3
دل از دستی بدر بردن نباشد کار هر چشمی
نگاه پر تصرف غمزه پر کار می خواهد
4
بود آهو که صیادش به یک تیر افکند در خون
دلی را صید کردن کوشش بسیار می خواهد
5
غلامی هست وحشی نام و می خواهد خریداری
به بازار نکو رویان که خدمتکار می خواهد