کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۲۱۱ - کی اهل دل به کام خود از دوستان برند...

1

کی اهل دل به کام خود از دوستان برند

تا کارشان به جان نرسد کی ز جان برند

2

از ما برید یار به اندک حکایتی

چندان نبود این که ز هم دوستان برند

3

شد گرم تا شنید ز ما سوز دل چو شمع

آه این چه حرف بود که ما را زبان برند

4

آنکس که گشت باعث سوز فراق ما

یارب سرش به مجلس او شمعسان برند

5

وحشی مبر به تیغ ز جانان که اهل دل

از هم نمی برند اگر از جهان برند

متن شعر کپی شد.