غزل · وحشی
غزل ۲۱۳ - یاران خدای را به سوی او گذر کنید...
1
یاران خدای را به سوی او گذر کنید
باشد کش این خیال ز خاطر بدر کنید
2
در ما ز دست آتش و بر عزم رفتن است
چون آه ما زبان خود آتش اثر کنید
3
آتش زبان شوید و بگویید حال ما
هنگام حال گفتن ما دیده تر کنید
4
از حال ما چنانکه درو کارگر شود
آن بی محل سفر کن ما را خبر کنید
5
منعش کنید از سفر و در میان منع
اغراق در صعوبت رنج سفر کنید
6
گر خود شنید جان ز من و مژده از شما
ور نشنود مباد که اینجا گذر کنید
7
وحشی گر این خبر شنود وای بر شما
از آتش زبانه کش او حذر کنید