کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۳ - چو بشناخت آهنگری پیشه کرد...

1

چو بشناخت آهنگری پیشه کرد

از آهنگری اره و تیشه کرد

2

چو این کرده شد چاره آب ساخت

ز دریای ها رودها را بتاخت

3

به جوی و به رود آبها راه کرد

به فرخندگی رنج کوتاه کرد

4

چراگاه مردم بدان برفزود

پراگند پس تخم و کشت و درود

5

برنجید پس هر کسی نان خویش

بورزید و بشناخت سامان خویش

6

بدان ایزدی جاه و فر کیان

ز نخچیر گور و گوزن ژیان

7

جدا کرد گاو و خر و گوسفند

به ورز آورید آنچه بد سودمند

8

ز پویندگان هر چه مویش نکوست

بکشت و به سرشان برآهیخت پوست

9

چو روباه و قاقم چو سنجاب نرم

چهارم سمورست کش موی گرم

10

برین گونه از چرم پویندگان

بپوشید بالای گویندگان

11

برنجید و گسترد و خورد و سپرد

برفت و به جز نام نیکی نبرد

12

بسی رنج برد اندران روزگار

به افسون و اندیشه بی شمار

13

چو پیش آمدش روزگار بهی

ازو مردری ماند تخت مهی

14

زمانه ندادش زمانی درنگ

شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ

15

نپیوست خواهد جهان با تو مهر

نه نیز آشکارا نمایدت چهر

متن شعر کپی شد.