کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۲۳۷ - ای دل به بند دوری او جاودانه باش...

1

ای دل به بند دوری او جاودانه باش

ای صبر پاسبان در بند خانه باش

2

ای سر به خاک تنگ فرو رو ، ترا که گفت

در بند کسر حرمت این آستانه باش

3

هرگز میان عاشق و معشوق بعد نیست

سد ساله راه فاصله گو در میانه باش

4

سد دوزخم زبانه کشد عشق خود یکیست

گو یک زبان بر سر آمد سد زبانه باش

5

وحشی نگفتمت که کمانش نمی کشی

حالا بیا خدنگ بلا را نشانه باش

متن شعر کپی شد.