غزل · وحشی
غزل ۲۴۰ - ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش...
1
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
2
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن
بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش
3
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش
4
گر چه می دانم که دشوار است صبر از روی دوست
چند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش
5
صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنش
من که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش