غزل · وحشی
غزل ۲۴۵ - ما در مقام صبر فشردیم گام خویش...
1
ما در مقام صبر فشردیم گام خویش
یک گام آن طرف ننهیم از مقام خویش
2
این مرغ تنگ حوصله را دانه ای بس است
صیاد ما به دانه چه آراست دام خویش
3
فارغ نشین که حسن به هر جا که جلوه کرد
مخصوص هیچکس نکند لطف عام خویش
4
دل شد کبوتر لب بامی که سد رهش
سازند دور و باز نشیند به بام خویش
5
وحشی رمیده ایست که رامش کسی نساخت
آهوی دشت را نتوان ساخت رام خویش