کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۲۵۰ - کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش...

1

کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش

جان شیرین داد و غیر از تیشه نامد بر سرش

2

آنکه مشت استخوانی بود بگذر سوی او

تا ببینی ز آتش هجران کفن خاکسترش

3

جمله از خاک درش خیزند روز رستخیز

بسکه بیماران غم مردند بر خاک درش

4

دست برخنجر خرامان می رود آن ترک مست

مانده چشم حسرت خلقی به دست و خنجرش

5

فکر زلفت از سر وحشی سر مویی نرفت

گر چه مویی گشت از زلف تو جسم لاغرش

متن شعر کپی شد.