غزل · وحشی
غزل ۲۵۶ - بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ...
1
بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ
از چنان جانی که باشد بی رخ جانان چه حظ
2
دیگر از شهرم چه خوشحالی چو آن مه پاره رفت
چون ز کنعان رفت یوسف دیگر از کنعان چه حظ
3
ناامید از خدمت او جان چه کار آید مرا
جان که صرف خدمت جانان نگردد زان چه حظ
4
جانب بستان چه می خوانی مرا ای باغبان
با من آن گلپیرهن چون نیست در بستان چه حظ
5
دل به تنگ آمد مرا وحشی نمی خواهم جهان
از جهان بی او مرا در گوشه حرمان چه حظ