کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۲۶۲ - تو زمن پرس قدر روز وصال...

1

تو زمن پرس قدر روز وصال

تشنه داند که چیست آب زلال

2

ذوق آن جستن از قفس ناگاه

من شناسم نه مرغ فارغ بال

3

می توان مرد بهر آن هجران

کش وصال تو باشد از دنبال

4

این منم، این منم به خدمت تو

ای خوشم حال و ای خوشم احوال

5

این تویی، این تویی برابر من

ای خوشم بخت و ای خوشم اقبال

6

وحشی اسباب خوشدلی همه هست

ای دریغا دو جام مالامال

متن شعر کپی شد.