غزل · وحشی
غزل ۲۶۴ - دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم...
1
دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم
در هم شکست بند و در بند خانه هم
2
برخاست باد شرطه و زورق درست ماند
از موج خیز رستم و دیدم کرانه هم
3
آن مرغ جغد شیوه که سوی تو می پرید
بال و پرش بسوختم و آشیانه هم
4
گر دیگر از پی تو دوم داد من بده
مهمیز کن سمند و بزن تازیانه هم
5
وحشی چرا به ننگ نمیری که پیش او
از غیر کمتری ، ز سگ آستانه هم