غزل · وحشی
غزل ۲۸۴ - نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم...
1
نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم
آن خط غلامی که ندادیم دریدیم
2
در دست نداریم بجز خار ملامت
زان دامن گل کز چمن وصل نچیدیم
3
این راه نه راهیست عنان بازکش ای دل
دیدی که درین یک دو سه منزل چه کشیدیم
4
مانند سگ هرزه رو صید ندیده
بیهوده دویدیم و چه بیهود دویدیم
5
وحشی به فریب همه کس می روی از راه
بگذار که ما ساده دلی چون تو ندیدیم