غزل · وحشی
غزل ۲۸۹ - خوشست آن مه به اغیار آزمودم...
1
خوشست آن مه به اغیار آزمودم
به من خوش نیست بسیار آزمودم
2
همان خوردم فریب وعده تو
ترا با آنکه سد بار آزمودم
3
ز تو گفتم ستمکاری نیاید
ترا نیز ای ستمکار آزمودم
4
به مهجوری صبوری کار من نیست
بسی خود را در این کار آزمودم
5
به من یار است دشمن تر ز اغیار
که هم اغیار و هم یار آزمودم
6
کسی کز عمر بهتر بود پیشم
نبود او هم وفادار آزمودم
7
اجل نسبت به درد هجر وحشی
نه چندان بود دشوار ، آزمودم