غزل · وحشی
غزل ۲۹۳ - از تندی خوی تو گهی یاد نکردم...
1
از تندی خوی تو گهی یاد نکردم
کز درد ننالیدم و فریاد نکردم
2
پیش که رسیدم، که ز اندوه جدائی
نگریستم و حرف تو بنیاد نکردم
3
با اینهمه بیداد که دیدم ز تو هرگز
دادی نزدم ناله ز بیداد نکردم
4
گفتی چه کس است این ، چه کسم، آن که ز جورت
جان دادم و آه از دل ناشاد نکردم
5
وحشی منم آن صید که از پا ننشستم
تا جان هدف ناوک صیاد نکردم