سایر · فردوسی
بخش ۱ - چو ضحاک شد بر جهان شهریار...
1
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
برو سالیان انجمن شد هزار
2
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد برین روزگار دراز
3
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
4
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
5
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
6
دو پاکیزه از خانه جمشید
برون آوریدند لرزان چو بید
7
که جمشید را هر دو دختر بدند
سر بانوان را چو افسر بدند
8
ز پوشیده رویان یکی شهرناز
دگر پاکدامن به نام ارنواز
9
به ایوان ضحاک بردندشان
بران اژدهافشن سپردندشان
10
بپروردشان از ره جادویی
بیاموختشان کژی و بدخویی
11
ندانست جز کژی آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن