غزل · وحشی
غزل ۳۰۱ - از بهر چه در مجلس جانانه نباشم...
1
از بهر چه در مجلس جانانه نباشم
گرد سر آن شمع چو پروانه نباشم
2
بیموجب از او رنجم و بیوجه کنم صلح
اینها نکنم عاشق دیوانه نباشم
3
سد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام
ترسم که بیایی تو و در خانه نباشم
4
بیگانه شوم از تو که بیگانه پرستی
آزار کشم گر ز تو بیگانه نباشم
5
وحشی صفت از نرگس مخمور تو مستم
زانست که بی نعره مستانه نباشم