کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۰۴ - مدتی شد کز گلستانی جدا افتاده ام...

1

مدتی شد کز گلستانی جدا افتاده ام

عندلیبم سخت بی برگ و نوا افتاده ام

2

نوبهاری می دماند از خاک من گل وان گذشت

گشته ام پژمرده و ز نشو و نما افتاده ام

3

در هوای گلشنی سد ره چو مرغ بسته بال

کرده ام آهنگ پرواز و بجا افتاده ام

4

گر نمی پویم ره دیدار عذرم ظاهر است

بسکه در زنجیر غم ماندم ز پا افتاده ام

5

نه گمان رستگی دارم نه امید خلاص

سخت در تشویش و محکم در بلا افتاده ام

6

مایه هستی تمامی سوختم بر یاد وصل

مفلسم وحشی به فکر کیمیا افتاده ام

متن شعر کپی شد.